واژه جو

عریان وش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عریان وش . [ ع ُرْ وَ ] (ص مرکب ) بسان عریان . عریان مانند. برهنه مانند : چنگ است عریان وش سرش صدره ٔبریشم در برش بسته پلاسین میزرش زانوش پنهان بین در او. خاقانی .

معنی عریان وش | واژه جو