واژه جو

عرقوتان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عرقوتان . [ ع ُ ق ُ وَ ] (ع اِ) تثنیه ٔ عرقوة. رجوع به عرقوة شود. ◄ دو چوب بر پهنای دلو نهاده مانند صلیب . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ دو چوب با هم منضم در مابین واسط رحل و مؤخر آن . (منتهی الارب ). دو چوب که پیوسته میگردند مابین اواسط رحل و مؤخرة. (از اقرب الموارد). ج، عَراقی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

معنی عرقوتان | واژه جو