واژه جو

عرفی شیرازی | رباعیها | رباعی شماره ۱۰۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای عیش به آلایشت آمیخته‌اند وی غم ز صفای سینه‌ات ریخته‌اند ای عشق عجب درد سرشتی، پیداست کز آب و گل منت بر انگیخته‌اند

معنی عرفی شیرازی | رباعیها | رباعی شماره ۱۰۴ | واژه جو