واژه جو

عرفی شیرازی | رباعیها | رباعی شماره ۱۰۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آن کس که لوای عشق بر دوش آید با نیستی ابد هم آغوش آید گر صور دمند و گر مسیحا آرند این کشته نه مستی ست که با هوش آید

معنی عرفی شیرازی | رباعیها | رباعی شماره ۱۰۳ | واژه جو