واژه جو

عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۷۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

مازار کسی، کز تو گزیرش نبود جز بندگی تو در ضمیرش نبود بخشای بر آن کسی، که هر شب تا روز جز آب دو دیده دستگیرش نبود

معنی عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۷۱ | واژه جو