واژه جو

عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۷۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

در بند گره‌گشای می‌باید بود ره گم شده، رهنمای می‌باید بود یک سال و هزار سال می‌باید زیست یک جای و هزار جای می‌باید بود

معنی عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۷۰ | واژه جو