واژه جو

عبرتا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عبرتا.[ ع َ ب َ ] (اِخ ) مؤلف معجم البلدان آرد: گمان دارم این کلمه اعجمی است و آن ده بزرگی است از نواحی بغداد از نواحی بین بغداد و واسط و در این ده بازار معموری است . بسیاری از روات و ادبا را بدان نسبت دهند از جمله اسعدبن نصربن الاسعدالعبرتی النحوی - انتهی .

معنی عبرتا | واژه جو