واژه جو

عبد ضخم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عبد ضخم . [ ع َ دِ ض َ ] (اِخ ) قبیله ٔ ششم از عرب بادیه است و آنان بنو عبد ضخم بن ارم بن سام بن نوح اند. مسکن آنان طائف بود سپس نابود شدند. گویند آنان اولین کس اندکه بخط عربی نوشته اند. (از صبح الاعشی ج ١ ص ٣١٤).

معنی عبد ضخم | واژه جو