عارض شدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. شُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.)<BR>۱- پیش آمدن، رخ دادن.<BR>۲- شکایت کردن، دادخواهی کردن.<br>واژه قبلی: عارض افروختنواژه بعدی: عارضه