عارض افروختن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. اَ تَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) کنایه از: خشمگین شدن.<br>واژه قبلی: عارضواژه بعدی: عارض شدن