واژه جو

عادت اندر طبع، نوعی علت است

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

بس که کردار بشر از عادت است او ز عاداتی که بسته پای او تا گلو شد در گل دنیا فرو او ز عادات بدش، جنت نرفت علت از سر رفتش و عادت نرفت

معنی عادت اندر طبع، نوعی علت است | واژه جو