ظرفیت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ظَ یَّ) (مص جع.) مأخوذ از عربی به معانی<BR>۱- گنجایش، تحمل.<BR>۲- استعداد، قوه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ظَ یَّ) (مص جع.) مأخوذ از عربی به معانی ۱- گنجایش، تحمل. ۲- استعداد، قوه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ظرفیت . [ ظَ فی ی َ ] (ع مص جعلی، اِمص ) گنجایش . بارگیر. وُسع. ◄ آب گیر. ◄ استعداد. قوّة. ♦ ظرفیت الکتریکی ؛ مقدار الکتریسیته ای است که باید به یک جسم داد تا سطح آن از صفر به یک وُلت برسد. واحد آن فاراد است . رجوع به فاراد شود.
مترادف و متضاد واژهدان
گنجایش، وسع، وسعت گیرش
واژگان فارسی سره واژهدان
گنجایی، گنجایش، گنجانه، گنجا، خورند