گیرش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گیرش . [ رِ ] (اِمص ) اسم مصدر از گرفتن . گیرندگی . ◄ تسخیر و گرفتگی و قبض . ◄ زدن با نیزه و طعنه . ◄ سرزنش و ملامت . ◄ جرم و گناه . ◄ عیب و تقصیر. (ناظم الاطباء). اما این معانی در جای دیگر دیده نشد.
مترادف و متضاد واژهدان
تصرف، قبض، گرفتن، گیرندگی بند، بندش، قید، مانع عیب، نقص تقصیر، جرم، گناه