واژه جو

طابقی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

طابقی . [ ب ِ ] (ع اِ) گویا نام طعامی یا حلوائی بوده از طابق معرب تابه، یا تابک . و ظاهراً اگر کلمه ٔ طائفی حلوای طائف نباشد در شعر ذیل طابقی است : و آن زر از تو باز خواهد آنکه تا اکنون ازو چو غری خوردی همی و طابقی ّ و لیولنگ . غمناک (از فرهنگ اسدی ).

معنی طابقی | واژه جو