واژه جو

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۵۹۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ختم است بر خرام تو راه نظر زدن چون آه صبحگاه به قلب جگر زدن در خامشی گریز ز گفتار، زان که هست آن گل به جیب ریختن، این گل به سر زدن

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۵۹۲ | واژه جو