واژه جو

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۵۹۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

یکی هزار شد از عشق ناتمامی من ز آفتاب قیامت فزود خامی من کمال چون مه نو بوته گدازم شد به از تمامی من بود ناتمامی من

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۵۹۱ | واژه جو