واژه جو

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۵۲۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

حاشا که دل به ناز و نعیم جهان نهم مرغی نیم که بیضه درین آشیان نهم چون صبح بس که پرده دری دیده‌ام ز خلق ترسم که راز با دل شب در میان نهم خاکم که سینه‌ام هدف تیر عالم است گردون نیم که با همه کس در کمان نهم

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۵۲۷ | واژه جو