واژه جو

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۵۱۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

شکار جذبه توفیق شد گریبانم دگر چه خار تواند گرفت دامانم؟ به کوی دوست رسیدم ز راه ساده دلی ز جیب کعبه برآورد سر بیابانم مرا به رد و قبول زمانه کاری نیست چو چشم آینه در خوب و زشت حیرانم

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۵۱۶ | واژه جو