واژه جو

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۵۱۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

خدنگ او نظری دوخته است بر بالم امید هست گشادی ز شست اقبالم در آشیان به خیال تو آنقدر ماندم که غنچه شد گل پرواز در پر و بالم

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۵۱۵ | واژه جو