واژه جو

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۴۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

لبش به ظاهر اگر حرف شکرین دارد ز خط سبز همان زهر در نگین دارد عجب که پشت زمین خم چو آسمان نشود ز منتی که خرام تو بر زمین دارد حجاب روشنی دل بود حلاوت عیش که موم روز سیاهی در انگبین دارد

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۴۴ | واژه جو