واژه جو

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۴۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

کجا دماغ تو گرم از شراب می‌گردد؟ که می‌ز شرم نگاه تو آب می‌گردد همیشه در پی آزار ماست چشم فلک به قصد شبنم ما آفتاب می‌گردد

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۴۰ | واژه جو