صائب تبریزی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۶۹۳
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
قید عیال، پست کند رای مرد را گهواره تخته بند کند پای مرد را پهلو ز زن بدزد که این رخنه فساد در خون گرم غوطه دهد جای مرد را بار شریعت است که چنبر کند چو چرخ در یک دو هفته قامت رعنای مرد را مهر زنان که رشته پای تجردست سوزن به زیر پا شکند رای مرد را در عشق زن مپیچ که معجر کند به فرق این کار زشت، همت والای مرد را چون بال مرغ خانه زمین گیر میکند تعمیر خانه، بال فلک سای مرد را فکر لباس و جامه به خون سرخ میکند چون برگ لاله، صفحه سیمای مرد را اندیشه معاش، گل زرد میکند رخساره چو لاله حمرای مرد را صائب جریده باش که اندیشه عیال سازد عقیم، طبع گهرزای مرد را