صائب تبریزی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۶۹۱۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای حسن خط ز مصحف روی تو آیتی از خوبی تو قصه یوسف حکایتی درد کهن به پرسش رسمی نمیرود کی میدهد تسلی عاشق عنایتی؟ پاس ادب عنان سخن را کشیده داشت روزی که داشت درددل ما نهایتی ما را زبان شکوه چو صائب ندادهاند میداشت کاش درد دل ما نهایتی