صائب تبریزی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۶۸۹۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
از دل مپرس، خانه به سیلاب دادهای تعلیم بیقراری سیماب دادهای در زیر تیغ، بستر راحت فکندهای در چشم فتنه داد شکرخواب دادهای عقد خرد به دختر رز برفشاندهای نقد حیات را به میناب دادهای بر دستبرد تیغ قضا دل نهادهای پهلوی چرب خویش به قصاب دادهای چون خار و خس ز کجروشیهای روزگار خود را به دست سیلی سیلاب دادهای در ابروی تو دید و قضای گذشته کرد ایمان به چین ابروی محراب دادهای میگفت صفحه رخ او خوش قلم ترست جولان بوسه بر رخ مهتاب دادهای صائب ز خارخار محبت چه آگه است؟ پهلو به روی بستر سنجاب دادهای