صائب تبریزی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۱۳۰۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
یک سر مو راستی در طاق ابروی تو نیست رحم در سر کار مژگان بلاجوی تو نیست میدهی صد وعده و فی الحال بر هم میزنی این اداها لایق چشم سخنگوی تو نیست بیسبب از شاهراه وعده بیرون میروی این روش زیبنده بالای دلجوی تو نیست از کنار شمع میآری برون پروانه را شعله آتش حریف تندی خوی تو نیست پر مرنجانم که رو در کافرستان مینهم حلقه زنار کم از حلقه موی تو نیست