صائب تبریزی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۱۲۷۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
وصل زلف او به دست کوشش تدبیر نیست دوری این راه از کوتاهی شبگیر نیست بارها سیلاب را در نیمه راه افکندهام آهنین پایی چو من در حلقه زنجیر نیست آستین افشانی یوسف، گل وارستگی است عشق اگر مشاطه میگردد زلیخا پیر نیست بیقراران نامه بر از سنگ پیدا میکنند کوهکن را قاصدی بهتر ز جوی شیر نیست میروی از کوی او صائب دلت را واگذار این جرس را قوت یک ناله شبگیر نیست