صائب تبریزی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۱۲۷۳
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هر که از دل دور باشد در نظر منظور نیست هست دایم در نظر آن کس که از دل دور نیست دشمنی با شوربختان چرخ بیجا میکند این کباب خوش نمک محتاج چشم شور نیست میدهد اندوختن داغ پشیمانی ثمر آتشی چون شهد بهر خانه زنبور نیست شکوهها دارد ز شور عشق داغ بوالهوس دیده بیشرم را حق نمک منظور نیست از رگ خامی ندارد راه دل در بزم عشق چینی مودار، باب مجلس فغفور نیست تیغ را بیدست و پا سازد سپر انداختن خاک اگر سر پنجه خورشید تابد دور نیست دشمنان را مهربان سازد دل بیکینهام آشنارویم، ز من بیگانگی مقدور نیست آسمان صائب ز جوش اشک من در هم شکست شیشه نازک حریف باده پر زور نیست