شیظمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیظمی . [ ش َ ظَ می ی ] (ع ص، اِ) سخت دراز تناور. جوان از شتر و از اسب و از مردم . ج، شَیاظِمة. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به شیظم شود. ◄ مرد بسیارگوی فصیح . (از اقرب الموارد)(ناظم الاطباء). ◄ اسب خوش آینده . ◄ شیر بیشه . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
شیظمی . [ ش َ ظَ ] (ص نسبی ) منسوب است به شیظم که انتساب اجدادی است . (از انساب سمعانی ).
شیظمی . [ ش َ ظَ ] (اِخ ) شاعری مداح سیف الدوله، و او را پانصد ورقه شعر است . (ابن الندیم ).