شکسته
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ش کَ تِ)<BR>۱- (ص مف.) خرد شده.<BR>۲- مغلوب شده.<BR>۳- آسیب دیده، خراب شده.<BR>۴- پیر شده.<BR>۵- (اِ.) سست، بی بنیه.<BR>۶- نوعی خط که در آن بیشتر حروف متصل نوشته میشود.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ش کَ تِ)<BR>۱- (ص مف.) خرد شده.<BR>۲- مغلوب شده.<BR>۳- آسیب دیده، خراب شده.<BR>۴- پیر شده.<BR>۵- (اِ.) سست، بی بنیه.<BR>۶- نوعی خط که در آن بیشتر حروف متصل نوشته میشود.<br>