واژه جو

شکستن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(ش کَ تَ) [ په. ]<BR>۱- (مص م.) خرد کردن.<BR>۲- مغلوب ساختن.<BR>۳- تا کردن.<BR>۴- شکار کردن.<BR>۵- (مص ل.) خرد شدن.<BR>۶- مغلوب شدن.<BR>۷- تعظیم کردن، دو تا شدن.<BR>۸- تکیده شدن.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی شکستن | واژه جو