واژه جو

شکسته شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(~. شُ دَ) (مص ل.)<BR>۱- خرد شدن.<BR>۲- پریشان شدن.<BR>۳- پیر و تکیده شدن.<br>

فرهنگ فارسی معین

(~. شُ دَ) (مص ل.) ۱- خرد شدن. ۲- پریشان شدن. ۳- پیر و تکیده شدن.

معنی شکسته شدن | واژه جو