واژه جو

شهوم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شهوم . [ ش ُ ] (ع مص ) ترسانیدن کسی را و بیم کردن . (منتهی الارب ). ترسانیدن کسی را. (از اقرب الموارد).

شهوم . [ ش ُ ] (ع اِ) ج ِ شَهْم . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به شهم شود.

معنی شهوم | واژه جو