واژه جو

شنات

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شنات . [ ش ُ ] (ع ص، اِ) شُناة. ج ِ شانی . (از ناظم الاطباء). دشمن دارندگان و این جمع تکسیر شانی ٔ است که مهموزاللام است . (غیاث اللغات ). رجوع به شانی ٔ شود.

معنی شنات | واژه جو