واژه جو

شناتر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شناتر. [ ش َ ت ِ ] (ع اِ) ج ِ شَنْتَرة و شُنْتُرة. رجوع به شنترة شود. ♦ ذوشناتر ؛ لقب یکی از پادشاهان یمن که انگشت زاید داشت . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی شناتر | واژه جو