شتردلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شتردلی . [ ش ُ ت ُ دِ ] (حامص مرکب ) حالت و کیفیت شتردل .بددلی . کین توزی . کینه وری . نامردی که ضد بهادری است .(غیاث اللغات ). نامردی . (ناظم الاطباء) : مرا غمی است شتروارها به حجره ٔ تن شتردلی نکنم غم کجا و حجره ٔمن . کاتبی . ◄ خوف . ترس . هراس . (ناظم الاطباء). و رجوع به اشتردلی شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی