شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۶۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ما حبابیم و عین ما دریا نظری کن به عین ما در ما بنده حضرت خداوندیم به جمال و کمال بیهمتا آینه گر هزار مینگرم در همه دیده میشود اسما عالم از نور او شده روشن نظری کن به دیده بینا بر در او رو خوشی بنشین گر کنی میل جنت الماوی درد دردش بنوش خوش میباش تا بیابی تو ذوق بو دردا عارفانه به نور او دیدیم نعمت الله در همه اشیا