شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۶۲۹
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
عالم از نام او نشان دارد این مثالی است کاین و آن دارد صورت و معنئی که میبینم میو جام است و جسم و جان دارد چشم دریا دلی بود ما را در نظر بحر بیکران دارد دو مگو او یکیست تا دانی ور بگوئی تو را زیان دارد ذوق علم بدیع ما میجو که معانی ما بیان دارد خوش میانی گرفتهام به کنار خوش کناری که آن میان دارد نعمت الله را به جان جوید هر که میلی به عارفان دارد