شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۶۱۱
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
از سر ذوق دیدهام عین یکی و نام صد ذات یکی صفت بسی خاص یکی و عام صد حسن یکی و در نظر آینه بیشمار هست روح یکی و تن هزار باده یکی و جام صد گر به صد آینه یکی رو بنمود صد نشد نقش خیال او صد و صد نشد آن کدام صد همدم جام پر میم ساقی مجلس ویم پیش یکی گرفتهام ساغر میمدام صد نام یکی اگر یکی صد نهدای عزیز من صد نشود حقیقتش یک بود او به نام صد در دو جهان خدا یکی نیست در آن یکی شکی ملک بسی ملک یکی شاه بسی غلام صد عاشق و مست و واله هم همدم نعمه اللهم نوش کنم به عشق او ساغر میبه کام صد