شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۶۱۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
توحید و موحد و موحد این جمله طلب کنش را حمد یک فاعل و فعل او یکی هم گه نیک نماید و گهی بد خمخانه و جام و ساقی ما میجوی ولی ز مجلس خود هر چند که عقل ذوفنون است اما بر عاشقان چه سنجد در هر دو جهان یکیست موجود هر لحظه به صورتی مجدد یک حرف و معانی فراوان یک نقطه و اعتبار بیحد دریاب به ذوق قول سید ای سائل کامل سرآمد