شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۶۰۱
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
در این خلوت حکایت درنگنجد به جز رمز و کنایت در نگنجد وصال اندر وصال اندر وصال است در این حالت حکایت درنگنجد جمال اندر جمال اندر جمالست در او درس و روایت در نگنجد همه دل بود جان و لطف و احسان ز نفس اینجا حکایت در نگنجد ازل عین ابد آمد در اینجا در اینجا جز عنایت در نگنجد مجال کیست اینجا تا درآید به جز محض هدایت درنگنجد شدم مغرور عقل و نفس کشته سر موئی حمایت در نگنجد در این حالت که من کردم بیانش نبوت با ولایت در نگنجد