واژه جو

سیماب در گوش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سیماب در گوش . [ دَ ] (ص مرکب ) کنایه از کسی است که گوش او کر باشد. (برهان ). کنایه از کسی که آواز نشنود یعنی کر باشد. (غیاث ). ناشنوا. کر.(فرهنگ رشیدی ). کنایه از گران گوش و کر و ناشنوا. (آنندراج ). ◄ (حامص مرکب ) سیماب در گوشی . ناشنوایی . کری . (برهان ).

معنی سیماب در گوش | واژه جو