واژه جو

سیف فرغانی | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

عشقت که بدل گرفته‌ام چون جانش در دست و بصبر می‌کنم درمانش وز غایت عزت که خیالت دارد در خانه چشم کرده‌ام پنهانش

معنی سیف فرغانی | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۱ | واژه جو