واژه جو

سیف فرغانی | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

عشقت جگرم خورد و بدل روی آورد رنگ از رخ من برد زتو بوی آورد پای از در تو باز نگیرم که مرا سودای توسر گشته درین کوی آورد

معنی سیف فرغانی | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۰ | واژه جو