واژه جو

سهاله

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سهالة. [ س َ ل َ ] (ع مص )نرم گردیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ آسان شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد).

سهاله . [ س ُ ل َ ] (اِ) خورده و ریزه و سونش طلا و نقره . (برهان ) (آنندراج ).

معنی سهاله | واژه جو