واژه جو

سنجین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سنجین . [ س ِ ] (اِ) درختی که داخل آن پوک و پوسیده شده باشد : درونم را غم حسرت تبه کرد شدم چون کرم خورده شاخ سنجین . ابوالمعالی (از شعوری ج ٢ ص ٩٥).

معنی سنجین | واژه جو