واژه جو

سنجیدگی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سنجیدگی . [ س َ دَ / دِ ] (حامص ) حالت و چگونگی سنجیده . ◄ پختگی . ◄ وزنة. (منتهی الارب ). رجوع به سنجیده و سنجیدن شود.

مترادف و متضاد واژه‌دان

متانت، وقار (متضاد: ناسنجیدگی) دانایی، فهمیدگی (متضاد: ناسنجیدگی)

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی سنجیدگی | واژه جو