واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای چون گل و مل در به در و دست به دست هر جا ز تو خرمی و هر کس ز تو مست آنرا که شبی با تو بود خاست و نشست جز خار و خمار از تو چه برداند بست

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۷ | واژه جو