واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای مه تویی از چهار گوهر شده هست زینست که در چهار جایی پیوست در چشم آبی و آتشی اندر دل بر سر خاکی و بادی اندر کف دست

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۵ | واژه جو