واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۱۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

پرسی که ز بهر مجلس افروختنی در عشق چه لفظهاست بردوختنی ای بی‌خبر از سوخته و سوختنی عشق آمدنی بود نه اندوختنی

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۱۰ | واژه جو