واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۰۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای شمع ترا نگفتم از نادانی از شهد جدا مشو که اندر مانی تا لاجرم اکنون تو و بی‌فرمانی گریانی و سر بریده و سوزانی

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۰۸ | واژه جو